أبو علي سينا

54

طبيعيات ( فارسى )

ببرد و آن چيز زائل شود « 1 » ديگر بار اندر آب سردى پديد آيد « 2 » . چنان كه : اگر كسى بستم آب را بر اندازد « 3 » - چون قوّت بر اندازنده « 4 » زايل شود ، ديگر بار آن طبيعت ورا « 5 » باز فرود آرد « 6 » . و طبيعت آب ، آب را « 7 » اندازه دهد - از بزرگى ، كه اگر چيزى بستم ورا « 8 » متكاثف تر گرداند ، يا « 9 » متخلخل تر : چون آن سبب زائل شود - او را با مقدار خويشتن برد « 10 » . پس هر جسمى « 11 » را ازين چهار گونه طبيعتى است « 12 » كه وى بوى وى « 13 »

--> ( 1 ) از آب ببرد الخ - ط - د - ن ، - آب را بود الخ - آ ، - آب را ببرد و آن چيز را زائل كند - ل . ( 2 ) پديد آرد - ط - د - ن . ( 3 ) آب بستم - بر اندازد و - ط - د - ن . ( 4 ) براندزنده - ك ، - برانداز نبود - ن ، - چون وقت بر اندازنده - ل . ( 5 ) او را - ط - د - ن . ( 8 ) او را - ط - د - ن . ( 6 ) آورد - ط - د - ن ، - به آن فرود آرد - ل . ( 7 ) آن را - د - ن ، - آن آب را - ط . ( 9 ) تا - ك . ( 10 ) به مقدار خويشتن برد - ط - د ، - به مقدار خويش برد - د ، - با مقدار خويشتن بود - ل . ( 11 ) خصمى - ن . ( 12 ) چهار كانه طبيعى است - آ - ه ، - چهارگانه طبعى است - ط ، - چهار كانه طبيعت - د - ن . ( 13 ) بى : وى - ن .